أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

10

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

علم انسان كامل آينه علم حق است و علم حق بر آن آينه متجلى است علم انسان كامل آينه علم حق است و علم حق ، بر آن ( آينه ) متجلى است و آن‌چه در ذات به گونه كلى و اجمال مندرج است بدان ظاهر مىباشد ، پس آن در انسان كامل به گونه كلى نهاده شده است ، و آن‌چه كه در علم حق به گونه جزيى و گسترده ظاهر است ، همان در علم انسان كامل به گونه جزيى و گسترده ظاهر مىباشد ، بلكه علمش علم او ، و ذاتش ذات او ، بدون اتحاد با او و حلول 16 در او و او شدن است ، زيرا آن محال مىباشد . مراد از اتحادى كه اهل الله گويند شهود وجود حق واحد مطلق است كه كل به او موجود مىباشد » چون اتحاد ، از دو موجود حاصل مىگردد ، و همين‌طور حلول ، در حالىكه در واقع جز يك وجود بيش نمىباشد ، و اشيا بدان ( وجود ) موجوداند و به نفس خويش نابود ، پس آن‌كه به دو موجود است و به خويش نابود ، چگونه با او اتحاد مىيابد ؟ و اگر از اهل الله كلمه اتحاد را شنيده و يا در كتاب‌هايشان ديده‌اى ، از آن اتحادى را كه گفتيم از دو موجود حاصل مىگردد فهم مكن ، زيرا مراد آنان از اتحاد ، جز شهود وجود حق واحد مطلقى كه كل به او موجود است نمىباشد ، بنابراين كل - از آن حيث كه هر چيزى به دو موجود است و به خودش نابود - اتحاد با او دارد ، نه از آن حيث كه وى را وجودى خاص است و با او اتحاد دارد ، زيرا آن محال است .